خرید بک لینک

دیروز تولدش بود، با خودم کلنجار میرفتم که براش پیام تبریک بفرستم یا نه. در نهایت نفرستادم، در واقع غرورم اجازه نداد؛ غرورم تمام قد جلوی احساساتم ایستاد و گذشته رو بهم یادآوری کرد.

حقیقتا الان هیچ حس خاصی ندارم فقط میدونم زمانی که غرور آدم بتونه جلوی احساساتش رو سد کنه یعنی دیگه چیزی برای ادامه دادن یا فکر کردن وجود نداره.

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: چهارشنبه 11 آبان 1401 ساعت: 20:56

شهر بوي خون مي دهد، هليكوپتر بر فراز شهر در رفت و آمد است و ما خون و خاك را نفس مي كشيم.

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: چهارشنبه 11 آبان 1401 ساعت: 20:56

مهر شد با تمام بی مهری های این روزهای ایران ما ...

در این روزها با تمام وجود می فهمم که حال خوب ما به هم وابسته است، نمی شود به تنهایی خوب بود وقتی هموطنت در کفن است.

این ها را می نویسم تا یادمان بماند چه روزهایی را دیده ایم و از چه روزهایی گذر کرده ایم

باید یادمان بماند

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم...

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: چهارشنبه 11 آبان 1401 ساعت: 20:56

صفحه بندی